تبليغاتX
SIRIUS - بهار من

باز يك بار دگر فصل بهار آمده است

 

جلوه گل به چمن ، بوي نگار آمده است

 

سالها طي شد و يك بار نديدم رويت

 

اين چه تقدير سياهي است كه بار آمده است

 

صبر ايوبي تو ، تاب و قرارم برده است

 

دل من بين كه چه بي صبر و قرار آمده است

 

دل عشاق  ز بدخواهي هجران بشكست

 

تشنه جام ظهور تو چه زار آمده است

 

همه عمرم به زمستان فراق تو گذشت

 

بي حضور تو  ، بهاران به چه كار آمده است

 

تا نيايي همه جلوه عالم هيچ است

 

بي حضورت نتوان گفت بهار آمده است

+ نوشته شده توسط سيروس در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 و ساعت 18:0 |