به نظر من در جامعه ما مسلمانها و بطور اخص شيعيان ، آدمها
پنج دسته اند : يا معاويه اند ، يا عمروعاصند ، يا ابو موسي اشعري اند ،
يا ابوذرند و يا مالك اشتر .
آنها كه شبيه معاويه اند تكليف خود را با دين و دنيا روشن كرده اند .
دين را فروخته اند و دنيا را خريده اند و براي حفظ دنيايشان هر كاري
كه لازم باشد مي كنند . آدم مي كشند ، آدم مي فروشند ، آدم مي
خرند و .... اينها شمشير دين ستيزي را از رو بسته اند و ابايي ندارند از
اينكه به دشمني با خدا متهم شوند .
آنها كه شبيه عمروعاصند ، يك گام از امثال معاويه عقب ترند . اينها
علنا دين ستيز نيستند ، بلكه در ظاهر خيلي هم به خدا و پيامبر و علي
و ... اظهار علاقه و ارادت مي كنند ، اما در پشت اين ظاهر مذهبي با
استفاده از ابزار مكر و حيله و رنگ و ريا مردم را مي فريبند تا به مقاصد
خود كه همان دنياي معاويه است دست يابند .
آنها كه شبيه ابو موسي اشعري اند ، اهل دين هستند ، نماز مي خوانند ،
روزه مي گيرند ، علاوه بر عبادات واجب ، بسياري از مستحبات را هم
انجام مي دهند و در مجموع يك مسلمان معتقدند . اينها دين و دنيا را با
هم مي خواهند – كه البته في نفسه مذموم نيست و ايرادي ندارد - و
براي اينكه دنيايشان را از دست ندهند ، دين را هم در حد همين
عبادات و اعمال ظاهري مي خواهند . هيچ وقت هم بر ضد دين شمشير
نمي كشند (مثل معاويه) يا با آن مكر نمي كنند (مثل عمروعاص) اما به
وقت حادثه هم ، اهل مبارزه و جانفشاني نيستند . يك گوشه عافيتي
پيدا مي كنند و به عبادات و آخرت خودشان مي رسند .
آنها كه شبيه ابوذرند ، با همه اين سه گروه فرق دارند . اينها مسلمانند
، ديندارند و دنيا را تنها در حد مقدمه آخرت مي خواهند و اگر اجازه
داشتند همين ناچيز را هم رها مي كردند . آنها دوستدار راستين
پيامبرند ، شيعه اند و علي و خاندانش را تا حد جان دوست دارند و اگر
لازم باشد براي اينها تا پاي جان مي ايستند ، اما در زمانه اي كه اهالي
سه گروه بالا تركتازي مي كنند ، اينها دستشان بسته است و دلشان
شكسته . داستان ابوذر را كه شنيده ايد ؟! قصه اينها نيز همان است .
انزوا و تبعيد و خون دل خوردن و در غربت و مظلوميت مردن .
و آنها كه شبيه مالك اشترند ، يك ابوذرند به اضافه شور و شوق تلاش
و جهاد براي كوتاه كردن دست سه گروه اول از سر ابوذرها و ساختن
دنيايي كه رنگ و بو و خلق و خوي علي را داشته باشد . اينها اهل جهادند
و اعتراض ، اگر معاويه و عمروعاص بگذارند و ابوموسي اشعري
كارها را خراب نكند . اگر اينها ميدان داشتند ، ابوذرها هم مالك اشتر
مي شدند و شهر ها و آباديها علوي مي شد و با برچيده شدن بساط
عافيت طلبان ، ديگر علي و حسين (عليهم السلام) هيچگاه تنها
نمی ماندند، ولي افسوس ....
من جزء كداميك از اينها هستم ؟ شما چطور ؟ آيا مي توان اميدوار
بود؟؟؟؟!
+ نوشته شده توسط سيروس در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 و ساعت
11:51 |