تبليغاتX
SIRIUS
نفسش به ز مسیحاست حسن

دست لطفش ید بیضاست حسن

کرمش جلوه الطاف خداست

روی ماهش رخ طاهاست حسن

 

پانزده رمضان سالروز میلاد حضرتش مبارک باد

+ نوشته شده توسط سيروس در شنبه چهاردهم شهریور 1388 و ساعت 16:16 |

پر شد گلستان علی از عطر بویت یا حسین   

 

شد جان پاک مصطفی مست از سبویت یا حسین

 

تو خامس آل عبا ، ما جمله در کویت گدا

 

لطفی بکن ای نازنین بر اهل کویت یا حسین

 

عالم همه دیوانه ات ، نوری و ما پروانه ات

 

دردی کش میخانه ات ، عشاق رویت یا حسین

 

ای نوگل باغ صفا ای نور چشم مصطفی

 

جانا بر آور این دعا ، بر آبرویت یا حسین

 

این جمع مشتاقان تو مست می مستان تو

 

درمانده درمان تو ، در جستجویت یا حسین
+ نوشته شده توسط سيروس در دوشنبه پنجم مرداد 1388 و ساعت 14:42 |

با گذشت قریب به شش هفته از برگزاری دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ، غائله ای که درست از فردای روز رای گیری از طرف کاندیدای شکست خورده برپا شد همچنان ادامه دارد و آنچه که اعتراض به « تقلب گسترده » در انتخابات و دفاع از آرای مردم نام گرفته ، در قالب کشاندن مردم به خیابانها ، آتش زدن و تخریب اموال مردم و بیت المال ، بازی با جان مردم ، به خطر انداختن امنیت اجتماعی و شغلی مردم ، مخدوش کردن اعتبار فرهنگی و سیاسی مردم در نزد جهانیان و ...  از سوی میرحسین موسوی و حامیان به اصطلاح اصلاح طلب او به شدت دنبال می شود ، بدون آنکه حتی یک دلیل محکم و منطقی در اثبات ادعای وقوع « تقلب گسترده » اقامه شده باشد . امروز هم کمتر کسی ، از موسوی برای این ادعای بزرگش دلیل می خواهد و این دقیقا همان چیزی است که او و رهبران فکری وی به دنبالش بوده اند ، یعنی سوق دادن قضایا به سمتی که موضوع اصلی فراموش شود و فقط  موضوع اعتراض به هر شکل ، به عنوان حق قانونی موسوی تثبیت گردد. (البته دلیل اصلی موسوی و گردانندگان پشت پرده اش در اصرار و ادامه این اعتراض به مشی فکری و سیاسی ایشان باز می گردد که چیزی جز مخالفت با ولایت فقیه و عناد آشکار با مقام معظم رهبری نیست که دلایل این ادعا در نوشته دیگری بررسی خواهد شد) .

نکته جالب اینجاست که هیچیک از طرفداران دو آتشه روشنفکر و تحصیلکرده موسوی نیز نه تنها پاسخی به درخواست ارائه دلیل بر وقوع تقلب نمی دهند ، بلکه با برخورد های غیر منطقی از زیر بار جواب شانه خالی کرده و  با فرار به جلو موضوع را مخدوش می کنند .

اگر موسوی و طرفدارانش فقط به یک سئوال ساده پاسخ بدهند ، شکی نیست که با روشن شدن موضوع « تقلب گسترده » ، مشت برگزار کنندگان انتخابات و عاملان « تقلب گسترده» باز شده و همه مردم حقیقت جو  به حقانیت موسوی پی خواهند برد.

طبق آمار موجود ، موسوی در 40676 صندوق از مجموع 45692 صندوق اخذ رای نماینده داشته است (حدود 89 درصد کل صندوقها) که این نماینده ها موظف بوده اند در پایان رای گیری و شمارش آراء ، تعداد آرای همه کاندیداها و خصوصا موسوی را در فرمهای مخصوص خودشان ثبت کرده و به ستاد مرکزی موسوی تحویل دهند .

حال سئوال اینجاست که چرا میرحسین موسوی که خود را نماینده قاطبه مردم و مدافع حقوق تضییع شده آنها می داند ، آمار ثبت شده توسط ناظران خود را منتشر نمی کند تا همین مردم - بدون دخالت شورای نگهبان - ضمن مقایسه این آمار با آمار وزارت کشور به حجم تقلب مورد ادعا و دروغگویی برگزار کنندگان انتخابات پی ببرند و آن وقت با انگیزه صد چندان در موج سبز اعتراض شرکت کنند ؟

البته امید زیادی به شنیدن پاسخ این سئوال نیست ، زیرا اگر اختلاف چندانی در آمار ناظران موسوی و وزارت کشور وجود داشت ، تا کنون و در غیاب رسانه ملی ، بسیاری ازرسانه های خارجی خصوصا تلویزیون فارسی بی بی سی و صدای امریکا با عمل به وظیفه قانونی و شرعی خود ، با تمام وجود و خالصانه این موضوع را بارها و بارها به سمع و نظر ملت شریف ایران می رساندند .

به هرحال بسیاری از مردم ایران که دوستدار بازگشت  امنیت و آرامش زمان قبل از حضور موسوی هستند ، منتظرند تا پاسخی منطقی ، قانونی ،عقلانی ، شرعی و محکمه پسند از طرف ایشان دریافت کنند .

+ نوشته شده توسط سيروس در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388 و ساعت 10:30 |

معاونا ! دل دردمند ما بدست آور

 

ز لطف سفره بینداز و آنچه هست آور

 

نفس ز دوری تو در شماره افتادست

 

به صد نیاز نیست عزیزا بیا و شصت آور

 

کرم نما و نگاهی به سوی یاران کن

 

به حصر وادی هجران کمی شکست آور

 

به کارشناسان ریاست بزن تو لبخندی

 

معاونا ! دل دردمند ما بدست آور

+ نوشته شده توسط سيروس در دوشنبه بیست و دوم تیر 1388 و ساعت 8:30 |
يكي از خطيبان قمي و شاعر آئيني اين شهر حجت‌الاسلام جواد محمدزماني، به مناسبت حال و هواي اين روزهاي كشور و سخنان تاريخي مقام معظم رهبري در نماز جمعه اخير تهران، شعري سروده است:
 

ديشب اين طبع، بي‌قرار شما
خواست عرض ارادتي بكند
دست كم از دل شكسته‌تان
واژه‌هايم عيادتي بكند

چشم بد دور، عمرتان بسيار
كس نبيند ملالتان آقا!
ما نمرديم خون دل بخوري
تخت باشد خيالتان آقا! 

چيست روباه در مصاف شير؟!
چه نيازي به امر يا گفته؟!
تو فقط ابرويي به هم آور
مي‌شود خواب دشمن آشفته

هست خاموشي‌ات پر از فرياد
در تو آرامشي است طوفاني
«الذي انزل السكينه» تو را
كرده سرشار از فراواني

واژه‌ها از لبت تراويدند
پرصلابت، پرعاطفه، پرشور
آفريدند در دل مردم
عزت، آمادگي، حماسه، حضور

اين حماسه همه ز يمن تو بود
گرچه از آن مردمش خواندي
رهبرا! تا ابد ولي محبوب
در دل عاشقان خود ماندي

سهم دلدادگان تو سلوي
قسمتِ دشمنان تو سجيل
رهبري نيست در جهان جز تو
كه ز امت چنين كند تجليل 

نسل سوم چو نسل اول هست
با شعف با شعور با باور
جاري است انقلاب چون كوثر
هان! «فصل لربك وانحر»

گرچه در باغ سينه‌ات داري
لطف‌ها، مهرها، محبت‌ها
گفتي اما نمي‌روي چو حسين
تا ابد زير بار بدعت‌ها! 

ناگهان در نماز جمعه شهر
عطر محراب جمكران گل كرد
بغض تو تا شكست بر لب‌ها
ذكر يا صاحب الزمان (عج) گل كرد 

جان ايران! چه شد كه جانت را
جان ناقابلي گمان كردي؟!
آبروي همه مسلمانان
اشك ما را چرا درآوردي؟!

جسم تو كامل است، ناقص نيست
مي‌دهد عطر يك بغل گل ياس
دستت اما حكايتي دارد...
رَحِمَ اللهُ عَمِي العباس!

+ نوشته شده توسط سيروس در سه شنبه دوم تیر 1388 و ساعت 8:18 |
گزيده‌اي از فرمايشات بنيانگذار جمهوري اسلامي حضرت امام خميني (ره) درباره تمكين مسئولان ، احزاب و گروه‌ها به قانون و فصل‌الخطاب بودن قانون اساسي و شوراي نگهبان :
 
غلط مي‌كني قانون را قبول نداري قانون تو را قبول ندارد
 

* من باز به همه اين آقاياني كه مي‌خواهند نطق كنند و اعلاميه بدهند و نمي‌دانم نامه سرگشاده بفرستند و ازاين مزخرفات، به همه اينها اعلام مي‌كنم كه برگرديد به اسلام، برگرديد به قانون ، برگرديد به قرآن كريم ،‌ بهانه درست نكنيد كه اسباب اين بشود كه شما همه به انزوا كشيده بشويد. من به بسياري از شما علاقه دارم و ميل دارم كه همه به قانون عمل كنند و همه در جاي خود باشند و چنانچه اين‌طور نباشد،‌ مسئله طور ديگر خواهد شد. (صحيفه امام جلد 14 صفحه 415)

*نمي‌شود از شما پذيرفت كه ما قانون را قبول نداريم. غلط مي‌كني قانون را قبول نداري!قانون تو را قبول ندارد نبايد از مردم پذيرفت، از كسي پذيرفت ، ما شوراي نگهبان را قبول نداريم. نمي‌تواني قبول نداشته باشي. مردم راي دادن به اينها ، مردم 16 ميليون تقريبا يا يك قدري بيشتر راي دادن به قانون اساسي. مردم كه به قانون اساسي راي دادند منتظرند كه قانون اساسي اجرا بشود؛ هر کس از هرجا صبح بلند مي‌شود بگويد من شوراي نگهبان را قبول ندارم ،‌ من قانون اساسي را قبول ندارم ،‌من مجلس را قبول ندارم ، من رئيس‌جمهور را قبول ندارم ، من دولت را قبول ندارم. نه ! همه بايد مقيد به اين باشيد كه قانون را بپذيريد ،‌ ولو برخلاف راي شما باشد. بايد بپذيريد، براي اين‌كه ميزان اكثريت است ؛ و تشخيص شوراي نگهبان كه اين مخالف قانون نيست و مخالف اسلام هم نيست ، ميزان است كه همه بايد بپذيريم.
(صحيفه امام جلد 14 صفحه 378)

* اگر يك جايي عمل به قانون شد و يك گروهي در خيابان‌ها برضد اين عمل بخواهند عرض اندام كنند،‌ اين همان معناي ديكتاتوري است كه مكرر گفته‌ام قدم به قدم پيش مي‌رود،‌ اين همان ديكتاتوري است كه به هيتلر مبدل مي‌شود انسان،‌اين همان ديكتاتوري است كه به استالين انسان را مبدل مي‌كند. اگر قانون در يك كشوري عمل نشود ، كساني كه مي‌خواهند قانون را بشكنند اينها ديكتاتوراني هستند كه به صورت اسلامي پيش آمده‌اند يا به صورت آزادي و امثال اين حرفها. اگر همه اين آقايان كه ادعاي اين را مي‌كنند كه ما طرفدار قوانين هستيم ، اين‌ها با هم بنشينند و قانون را باز كنند و تكليف را از روي قانون همه شان معين كنند و بعد هم ملتزم باشند كه اگر قانون برخلاف راي من هم بود من خاضع‌ ام ، اگر بر وفاق هم بود من خاضع‌ام ،ديگر دعوايي پيش نمي‌آيد؛ هياهو پيش نمي‌آيد.
(صحيفه امام جلد 14 صفحه 415)

+ نوشته شده توسط سيروس در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388 و ساعت 8:10 |
دلهای پر از مهر و وفا را عشق است

 

ناز نفس پاک شما را عشق است

 

در بازی قدرت طلبان لطفی نیست

 

لبخند ملیح رفقا را عشق است

+ نوشته شده توسط سيروس در یکشنبه هفدهم خرداد 1388 و ساعت 12:7 |

از قدوم تو نگارا همه جا غوغا شد 

آسمانها و زمين غرقه شاديها شد

لرزه افتاد ز ميلاد تو  بر كنگره ها   

آتش غير به تاييد تو ناپيدا شد

آمدي تا كه نبوت به تو گردد تكميل 

گر چه نامت ز ازل بر همگان انشا شد

عاشقان مي نشناسند دگر دست و ترنج

تا جهان شاهد ياري چو تو خوش سيما شد

نازم آن چشم تو را اي شه  شهر آشوبان

كز نگاهت همه جا ولوله ها برپا شد

+ نوشته شده توسط سيروس در چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387 و ساعت 10:2 |
+ نوشته شده توسط سيروس در دوشنبه دوم دی 1387 و ساعت 14:24 |

شب يلدا و تنهايي و سرما

نه آجيل و نه مستي و نه گرما

نه مهماني و لطف با تو بودن

گذشت آن سالهاي شور و غوغا

تو رفتي و دلم رفت و خدا رفت

شكوه لحظه هاي آشنا رفت

چه شبهايي كه يلدا بود و بگذشت

تمام روزهاي خوب ما رفت

به سر شد عمر بي حاصل خدايا

نشد حل آخر اين مشكل خدايا

كه سر مهر و كين در سينه ها چيست

به پايان آمد اين محفل خدايا

+ نوشته شده توسط سيروس در یکشنبه یکم دی 1387 و ساعت 7:55 |